ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2163 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G2163 · 8 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۲۱۶۳
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G2163:1 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای توبهشتم جان شیرین را که میسوزد برای تو
- G2163:2 روان از تو خجل باشد دلم را پا به گل باشدمرا چه جای دل باشد چو دل گشتهست جای تو
- G2163:3 تو خورشیدی و دل در چه بتاب از چه به دل گه گهکه میکاهد چو ماه ای مه به عشق جان فزای تو
- G2163:4 ز خود مسم به تو زرم به خود سنگم به تو درمکمر بستم به عشق اندر به اومید قبای تو
- G2163:5 گرفتم عشق را در بر کله بنهادهام از سرمنم محتاج و میگویم ز بیخویشی دعای تو
- G2163:6 دلا از حد خود مگذر برون کن باد را از سربه خاک کوی او بنگر ببین صد خونبهای تو
- G2163:7 اگر ریزم وگر رویم چه محتاج تو مه رویمچو برگ کاه میپرم به عشق کهربای تو
- G2163:8 ایا تبریز خوش جایم ز شمس الدین به هیهایمزنم لبیک و میآیم بدان کعبه لقای تو
ganjoor: sh2163 · public domain