ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2317 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · G2317 · 7 บทกลอน

غزل شمارهٔ ۲۳۱۷

เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.

  1. G2317:1 ای خاک کف پایت رشک فلکی بودهجان من و جان تو در اصل یکی بوده
  2. G2317:2 در خانه نقشینی دیدم صنم چینیخون خواره صد آدم جان ملکی بوده
  3. G2317:3 صد ماه یقینم شد اندر دل شب پنهانصد نور یقین دیدم مشتاق شکی بوده
  4. G2317:4 گفتم به ایاز ای حر محمود شدی آخردر شاه چه جا کردی ای آیبکی بوده
  5. G2317:5 ای سگ که ز اصحابی در کهف تو در خوابیچون شیر خدا گشتی اول سگکی بوده
  6. G2317:6 ای ماهی در آتش تو جانب دریا کشای پیشتر از عالم در وی سمکی بوده
  7. G2317:7 شمس الحق تبریزم همرنگ تو می‌خیزممن مرده تو گرد من بحر نمکی بوده

ganjoor: sh2317 · public domain