ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2428 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G2428 · 9 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۲۴۲۸
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G2428:1 فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پریگویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری
- G2428:2 رومیرخان ماهوش زاییده از خاک حبشچون نومسلمانان خوش بیرون شده از کافری
- G2428:3 گلزار بین گلزار بین در آب نقش یار بینو آن نرگس خمار بین و آن غنچههای احمری
- G2428:4 گلبرگها بر همدگر افتاده بین چون سیم و زرآویزها و حلقهها بی دستگاه زرگری
- G2428:5 در جان بلبل گل نگر وز گل به عقل کل نگروز رنگ در بیرنگ پر تا بوک آن جا ره بری
- G2428:6 گل عقل غارت میکند نسرین اشارت میکندکاینک پس پرده است آن کاو میکند صورتگری
- G2428:7 ای صلح داده جنگ را وی آب داده سنگ راچون این گل بدرنگ را در رنگها میآوری
- G2428:8 گر شاخهها دارد تری ور سرو دارد سروریور گل کند صد دلبری ای جان تو چیزی دیگری
- G2428:9 چه جای باغ و راغ و گل چه جای نقل و جام ملچه جای روح و عقل کل کز جان جان هم خوشتری
ganjoor: sh2428 · public domain