ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2464 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · G2464 · 46 บทกลอน

غزل شمارهٔ ۲۴۶۴

เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.

  1. G2464:1 هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتریمی‌برمد از او دلم چون دل تو ز مقذری
  2. G2464:2 هر هنری و هر رهی کان برسد به ابلهینیست به پیش همتم زو طربی و مفخری
  3. G2464:3 گر شکر است عسکری چون برسد به هر دهنزو نخورد شکرلبی فر ندهد به مخبری
  4. G2464:4 گر قمر است و گر فلک ور صنمی است بانمککان همه است مشترک می‌نبود ورا فری
  5. G2464:5 آنچ بداد عامه را خلعت خاص نبود آنسور سگان کافران می‌نخورد غضنفری
  6. G2464:6 مجلس خاص بایدم گرچه بود سوی عدمشربت عام کم خورم گرچه بود ز کوثری
  7. G2464:7 لاف مسیح می‌زنی بول خران چه بو کنیبا حدثی چه خو کنی همچو روان کافری
  8. G2464:8 گر نبدی متاع زر اصل وجود بول خرجان خران به بوی آن برنزدی چرا خوری
  9. G2464:9 مرد چو گوهری بود قیمت خویش خود کندشاد نشد به شحنگی هیچ قباد و سنجری
  10. G2464:10 زر تو بریز بر گهر چونک بماند زیر زربرنجهید بر زبر آن سبک است و ابتری
  11. G2464:11 ور بجهید بر زبر قیمت او است بیشتربیش کنش نثار زر هست عزیز گوهری
  12. G2464:12 ما گهریم و این جهان همچو زری در امتحانبر سر زر برآ که لا گر تو نه‌ای محقری
  13. G2464:13 شهوت حلق بی‌نمک شهوت فرج پس دوکبا سگ و خوک مشترک با خر و گاو همسری
  14. G2464:14 نیست سزای مهتری نیست هوای سروریهمت شاه و سنجری قبله گه پیمبری
  15. G2464:15 عشق و نیاز و بندگی هست نشان زندگیدر طلب تجلیی در نظری و منظری
  16. G2464:16 آب حیات جستنی جامه در آب شستنیبر در دل نشستنی تا بگشایدت دری
  17. G2464:17 در طرب و معاشقه در نظر و معانقهفرض بود مسابقه بر دل هر مظفری
  18. G2464:18 نیست روش طرنطران بنگر سوی آسماندر تک و پوی اختران هر یک چون مسخری
  19. G2464:19 روز خنوسشان ببین شام کنوسشان ببینسیر نفوسشان ببین گرد سرای مهتری
  20. G2464:20 غارب و شارقان حق طالب و عاشقان حقدر تک و پوی و در سبق بی‌قدمی و بی‌پری
  21. G2464:21 گرم روی خور نگر شب روی قمر نگرولوله سحر نگر راست چو روز محشری
  22. G2464:22 جان تقی فرشته‌ای جان شقی درشته‌اینفس کریم کشتیی نفس لئیم لنگری
  23. G2464:23 رحم چو جوی شیر بین شهوت جوی انگبینعمر چو جوی آب دان شوق چو خمر احمری
  24. G2464:24 در تو نهان چهارجو هیچ نبینیش که کوهمچو صفات و ذات هو هست نهان و ظاهری
  25. G2464:25 جوشش شوق از کجا جنبش ذوق از کجالذت عمر در کمین رحم به زیر چادری
  26. G2464:26 خلق شده شکار او فرجه کنان کار اودر پی اختیار او هر یک بسته زیوری
  27. G2464:27 شب به مثال هندوی روز مثال جادویعدل مثال مشعله ظلم چو کور یا کری
  28. G2464:28 عقل حریف جنگیی نفس مثال زنگییعشق چو مست و بنگیی صبر و حیا چو داوری
  29. G2464:29 شاه بگفته نکته ای خفیه به گوش هر کسیگفته به جان هر یکی غیر پیام دیگری
  30. G2464:30 جنگ میان بندگان کینه میان زندگاناو فکند به هر زمان اینت ظریف یاوری
  31. G2464:31 گفت حدیث چرب و خوش با گل و داد خنده‌اشگفت به ابر نکته ای کرد دو چشم او تری
  32. G2464:32 گوید گل که بزم به گوید ابر گریه بههیچ یکی ز یک دگر پند نکرده باوری
  33. G2464:33 گفته به شاخ رقص کن گفته به برگ کف بزنگفته به چرخ چرخ زن گرد منازل ثری
  34. G2464:34 گفته به عقل طیره شو گفته به عشق خیره شوگفته به صبر خون گری در غم هجر دلبری
  35. G2464:35 گفته به رخ بخند خوش گفته به زلف پرده کشگفته به باد درربا پرده ز روی عبهری
  36. G2464:36 گفته به موج شور کن کف ز زلال دور کنگفته به دل عبور کن بر رخ هر مصوری
  37. G2464:37 هر طرفی علامتی هر نفسی قیامتیتا نکنی ملامتی گر شده‌ام سخنوری
  38. G2464:38 بر سر من نبشت حق در دل من چه کشت حقصبر مرا بکشت حق صبر نماند و صابری
  39. G2464:39 این همه آب و روغن است آنچ در این دل من استآه چه جای گفتن است آه ز عشق پروری
  40. G2464:40 لاح صبوح سره فاح نسیم برهجاء اوان دره برزه لمن یری
  41. G2464:41 انزله من العلی انشأه من الولااملاه من الملا فهمه لمن دری
  42. G2464:42 زینه لوصله الحقه باصلهنوره بنوره ایقظه من الکری
  43. G2464:43 لیس لهم ندیده کلهم عبیدهعز و جل و اغتنی لیس یرام بالشری
  44. G2464:44 اکرمنا ابرنا طیبنا و سرناحدثنا به ما نجی اخبرنا بما جری
  45. G2464:45 طاب جوار ظله من علی مقلهعز وجود مثله فی البلدان و القری
  46. G2464:46 از تبریز شمس دین یک سحری طلوع کردساخت شعاع نور او از دل بنده مظهری

ganjoor: sh2464 · public domain