ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 250 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G250 · 17 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۲۵۰
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G250:1 هین که منم بر در در برگشابستن در نیست نشان رضا
- G250:2 در دل هر ذره تو را درگهیستتا نگشایی بود آن در خفا
- G250:3 فالق اصباحی و رب الفلقباز کنی صد در و گویی درآ
- G250:4 نی که منم بر در بلک تویراه بده در بگشا خویش را
- G250:5 آمد کبریت بر آتشیگفت برون آ بر من دلبرا
- G250:6 صورت من صورت تو نیست لیکجمله توام صورت من چون غطا
- G250:7 صورت و معنی تو شوم چون رسیمحو شود صورت من در لقا
- G250:8 آتش گفتش که برون آمدماز خود خود روی بپوشم چرا
- G250:9 هین بستان از من تبلیغ کنبر همه اصحاب و همه اقربا
- G250:10 کوه اگر هست چو کاهش بکشداده امت من صفت کهربا
- G250:11 کاه ربای من که میکشدنه از عدم آوردم کوه حرا
- G250:12 در دل تو جمله منم سر به سرسوی دل خویش بیا مرحبا
- G250:13 دلبرم و دل برم ایرا که هستجوهر دل زاده ز دریای ما
- G250:14 نقل کنم ور نکنم سایه راسایه من کی بود از من جدا
- G250:15 لیک ز جایش ببرم تا شودوصلت او ظاهر وقت جلا
- G250:16 تا که بداند که او فرع ماستتا که جدا گردد او از عدا
- G250:17 رو بر ساقی و شنو باقیشتات بگوید به زبان بقا
ganjoor: sh250 · public domain