ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2639 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · G2639 · 8 บทกลอน

غزل شمارهٔ ۲۶۳۹

เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.

  1. G2639:1 برخیز که صبح است و صبوح است و سکاریبگشای کنار آمد آن یار کناری
  2. G2639:2 برخیز بیا دبدبه عمر ابد بینرستند و گذشتند ز دم‌های شماری
  3. G2639:3 آن رفت که اقبال بخارید سر ماای دل سر اقبال از این بار تو خاری
  4. G2639:4 گنجی تو عجب نیست که در توده خاکیماهی تو عجب نیست که در گرد و غباری
  5. G2639:5 اندر حرم کعبه اقبال خرامیداز بادیه ایمن شده وز ناز مکاری
  6. G2639:6 گردان شده بین چرخ که صد ماه در او هستجز تابش یک روزه تو ای چرخ چه داری
  7. G2639:7 آن ساغر جان که ملک الموت اجل شدنی شورش دل آرد و نی رنج خماری
  8. G2639:8 بس کن که اگر جان بخورد صورت ما راصد عذر بخواهد لبش از خوب عذاری

ganjoor: sh2639 · public domain