ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 3099 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G3099 · 11 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۳۰۹۹
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G3099:1 بداد پندم استاد عشق ز استادیکه هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی
- G3099:2 هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدیز بعد نوش کند نیش اوت فصادی
- G3099:3 چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشتز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی
- G3099:4 بر این بنه دل خود را چو دخل خنده رسیدکه غم نجوید عشرت ز خرمن شادی
- G3099:5 مگر زمین مسلم دهد تو را سلطانچنانک داد به بشر و جنید بغدادی
- G3099:6 چو طوق موهبت آمد شکست گردن غمرسید داد خدا و بمرد بیدادی
- G3099:7 به هر کجا که روی ماه بر تو میتابدمهست نورفشان بر خراب و آبادی
- G3099:8 غلام ماه شدی شب تو را به از روزستکه پشتدار تو باشد میان هر وادی
- G3099:9 خنک تو را و خنک جمله همرهان تو راکه سعد اکبری و نیکبخت افتادی
- G3099:10 به وعدههای خوشش اعتماد کن ای جانکه شاه مثل ندارد به راست میعادی
- G3099:11 به گوش تو همه تفسیر این بگوید شاهچنانک اشتر خود را نوا زند حادی
ganjoor: sh3099 · public domain