ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 3107 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G3107 · 12 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۳۱۰۷
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G3107:1 میان تیرگی خواب و نور بیداریچنان نمود مرا دوش در شب تاری
- G3107:2 که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدسکه جمله محض خرد بود و نور هشیاری
- G3107:3 تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسمچو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری
- G3107:4 مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آنکه در جحیم طبیعت چنین گرفتاری
- G3107:5 شکفته گلبن جوزا برای عشرت تستتو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری
- G3107:6 سریر هفت فلک تخت تست اگرچه کنونز دست طبع، گرفتار چار دیواری
- G3107:7 کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلبکه آفریده تو زینسان نه بهر این کاری
- G3107:8 بدی مکن که درین کشت زار زود زوالبه داس دهر همان بدروی که میکاری
- G3107:9 پی مراد چه پویی به عالمی که در اوچو دفع رنج کنی جمله راحت انگاری؟!
- G3107:10 حقیقت این شکم از آز پر نخواهد شداگر به ملک همه عالمش بیانباری
- G3107:11 گرفتمت که رسیدی بدانچ میطلبیولی چه سود از آن، چون بجاش بگذاری؟!
- G3107:12 شب جوانیت ای دوست چون سپیده دمیدتو مست، خفته و آگه نهای ز بیداری
ganjoor: sh3107 · public domain