ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 605 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G605 · 11 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۶۰۵
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G605:1 ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازدای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
- G605:2 بگذار شکرها را بگذار قمرها رااو چیز دگر داند او چیز دگر سازد
- G605:3 در بحر عجایبها باشد به جز از گوهراما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد
- G605:4 جز آب دگر آبی از نادره دولابیبی شبهه و بیخوابی او قوت جگر سازد
- G605:5 بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابهچون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد
- G605:6 بی علم نمیتانی کز پیه کشی روغنبنگر تو در آن علمی کز پیه نظر سازد
- G605:7 جانها است برآشفته ناخورده و ناخفتهاز بهر عجب بزمی کو وقت سحر سازد
- G605:8 ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهیبر گرد میان من دو دست کمر سازد
- G605:9 میخندد این گردون بر سبلت آن مفتونخود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد
- G605:10 آن خر به مثال جو در زر فکند خود راغافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
- G605:11 بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردمخود گوید جانانی کز گوش بصر سازد
ganjoor: sh605 · public domain