ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 721 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G721 · 8 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۷۲۱
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G721:1 هر سینه که سیمبر نداردشخصی باشد که سر ندارد
- G721:2 وان کس که ز دام عشق دورستمرغی باشد که پر ندارد
- G721:3 او را چه خبر بود ز عالمکز باخبران خبر ندارد
- G721:4 او صید شود به تیر غمزهکز عشق سر سپر ندارد
- G721:5 آن را که دلیر نیست در راهخود پنداری جگر ندارد
- G721:6 در راه فکندهاست دریجز او که فکند برندارد
- G721:7 آن کس که نگشت گرد آن دربس بیگهرست و فر ندارد
- G721:8 وقت سحرست هین بخسبیدزیرا شب ما سحر ندارد
ganjoor: sh721 · public domain