ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 758 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · G758 · 15 บทกลอน

غزل شمارهٔ ۷۵۸

เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.

  1. G758:1 دل من کار تو دارد گل و گلنار تو داردچه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
  2. G758:2 چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک راچو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
  3. G758:3 به خدا دیو ملامت برهد روز قیامتاگر او مهر تو دارد اگر اقرار تو دارد
  4. G758:4 به خدا حور و فرشته به دو صد نور سرشتهنبرد سر نبرد جان اگر انکار تو دارد
  5. G758:5 تو کیی آنک ز خاکی تو و من سازی و گویینه چنان ساختمت من که کس اسرار تو دارد
  6. G758:6 ز بلاهای معظم نخورد غم نخورد غمدل منصور حلاجی که سر دار تو دارد
  7. G758:7 چو ملک کوفت دمامه بنه ای عقل عمامهتو مپندار که آن مه غم دستار تو دارد
  8. G758:8 بمر ای خواجه زمانی مگشا هیچ دکانیتو مپندار که روزی همه بازار تو دارد
  9. G758:9 تو از آن روز که زادی هدف نعمت و دادینه کلید در روزی دل طرار تو دارد
  10. G758:10 بن هر بیخ و گیاهی خورد از رزق الهیهمه وسواس و عقیله دل بیمار تو دارد
  11. G758:11 طمع روزی جان کن سوی فردوس کشان کنکه ز هر برگ و نباتش شکر انبار تو دارد
  12. G758:12 نه کدوی سر هر کس می راوق تو داردنه هر آن دست که خارد گل بی‌خار تو دارد
  13. G758:13 چو کدو پاک بشوید ز کدو باده برویدکه سر و سینه پاکان می از آثار تو دارد
  14. G758:14 خمش ای بلبل جان‌ها که غبارست زبان‌هاکه دل و جان سخن‌ها نظر یار تو دارد
  15. G758:15 بنما شمس حقایق تو ز تبریز مشارقکه مه و شمس و عطارد غم دیدار تو دارد

ganjoor: sh758 · public domain