ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 925 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · G925 · 10 บทกลอน
غزل شمارهٔ ۹۲۵
เปิดเบทใดก็ได้เพื่อดูหน้าเฉพาะ — ความหมาย คำอธิบาย ศัพท์ยาก.
- G925:1 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عیدمه مصور یار و مه منور عید
- G925:2 چو هر دو سر به هم آوردهاند در اسرارهزار وسوسه افکندهاند در سر عید
- G925:3 ز موج بحر برقصند خلق همچو صدفولیک همچو صدف بیخبر ز گوهر عید
- G925:4 ز عید باقی این عید آمدهست رسولچو دل به عید سپاری تو را برد بر عید
- G925:5 به روز عید بگویم دهل چه میگویداگر تو مردی برجه رسید لشکر عید
- G925:6 قراضه دو که دادی برای حق بنگرجزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید
- G925:7 وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهادمی حلال سقا هم بکش ز ساغر عید
- G925:8 از این شکار سوی شاه بازپر چون بازکه درپرید به مژده ز شه کبوتر عید
- G925:9 تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کنکه تا بری به تبرک هلال لاغر عید
- G925:10 وگر نکردی قربان عنایت یزدانامید هست که ذبحش کند به خنجر عید
ganjoor: sh925 · public domain