อ่าน› Daftar 5› ภาค 64 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر
ในการเริ่มต้นการสร้างร่างกายของอาดัม (ขอความสันติจงมีแด่ท่าน) ที่ญิบรีล (ขอความสันติจงมีแด่ท่าน) ได้รับบัญชาให้ไปตักดินกำมือหนึ่งจากโลก และตามรายงานหนึ่งคือตักดินจากทุกทิศทุกทางกำมือหนึ่ง
- M5:1555 چونک صانع خواست ایجاد بشراز برای ابتلای خیر و شر
- M5:1556 جبرئیل صدق را فرمود رومشت خاکی از زمین بستان گرو
- M5:1557 او میان بست و بیامد تا زمینتا گزارد امر ربالعالمین
- M5:1558 دست سوی خاک برد آن مؤتمرخاک خود را در کشید و شد حذر
- M5:1559 پس زبان بگشاد خاک و لابه کردکز برای حرمت خلاق فرد
- M5:1560 ترک من گو و برو جانم ببخشرو بتاب از من عنان خنگ رخش
- M5:1561 در کشاکشهای تکلیف و خطربهر لله هل مرا اندر مبر
- M5:1562 بهر آن لطفی که حقت بر گزیدکرد بر تو علم لوح کل پدید
- M5:1563 تا ملایک را معلم آمدیدایما با حق مکلم آمدی
- M5:1564 که سفیر انبیا خواهی بدنتو حیات جان وحیی نی بدن
- M5:1565 بر سرافیلت فضیلت بود از آنکو حیات تن بود تو آن جان
- M5:1566 بانگ صورش نشات تنها بودنفخ تو نشو دل یکتا بود
- M5:1567 جان جان تن حیات دل بودپس ز دادش داد تو فاضل بود
- M5:1568 باز میکائیل رزق تن دهدسعی تو رزق دل روشن دهد
- M5:1569 او بداد کیل پر کردست ذیلداد رزق تو نمیگنجد به کیل
- M5:1570 هم ز عزرائیل با قهر و عطبتو بهی چون سبق رحمت بر غضب
- M5:1571 حامل عرش این چهارند و تو شاهبهترین هر چهاری ز انتباه
- M5:1572 روز محشر هشت بینی حاملانشهم تو باشی افضل هشت آن زمانش
- M5:1573 همچنین برمیشمرد و میگریستبوی میبرد او کزین مقصود چیست
- M5:1574 معدن شرم و حیا بد جبرئیلبست آن سوگندها بر وی سبیل
- M5:1575 بس که لابه کردش و سوگند دادبازگشت و گفت یا رب العباد
- M5:1576 که نبودم من به کارت سرسریلیک زانچ رفت تو داناتری
- M5:1577 گفت نامی که ز هولش ای بصیرهفت گردون باز ماند از مسیر
- M5:1578 شرمم آمد گشتم از نامت خجلورنه آسانست نقل مشت گل
- M5:1579 که تو زوری دادهای املاک راکه بدرانند این افلاک را