Magbasa› Daftar 2› Ang mga himala ni Ibrahim Adham (nawa'y pabanalin ng Diyos ang kanyang kaluluwa) sa tabi ng dagat› Taludtod 3216
M2:3216 — دلق خود میدوخت آن سلطان جان / یک امیری آمد آنجا ناگهان
دلق خود میدوخت آن سلطان جانیک امیری آمد آنجا ناگهان
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino
M2:3216
❋ ❋ ❋
شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi
عبدالکریم سروش
از درسگفتارهای مثنوی
شرح
جلسهٔ 14 — [33:27:00] داستان ابراهیم ادهم و ادب باطنی
ابراهیم ادهم مطابق نقل مولانا ابتدا حاکمی بود، امیری بود، دم و دستگاهی داشت، خیمه و خرگاهی داشت، بالاخره کنیزکان داشت، غلامان داشت، مأموران داشت، پاسبانان داشت و غیره. و اتفاقی برای او افتاد که اون وضع محتشم رو رها کرد و رو به فقر آورد و درویشی پیشه کرد و دلق کهنهای پوشیده بود و میگوید که در این دوران از زندگی خودش بود که ز راهی بر لب دریا نشست.
❋
به زبانِ تو — Iyong wika · AI
❋
Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin
Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.
Mga itinanong ng mambabasa0
Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.