Divan-e Shams› Ghazal 478 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · G478 · 21 mga beyt
غزل شمارهٔ ۴۷۸
Buksan ang anumang beyt para sa sarili nitong pahina — salin, paliwanag, mahihirap na salita.
- G478:1 وجود من به کف یار جز که ساغر نیستنگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیست
- G478:2 چو ساغرم دل پرخون من و تن لاغربه دست عشق که زرد و نزار و لاغر نیست
- G478:3 به غیر خون مسلمان نمیخورد این عشقبیا به گوش تو گویم عجب که کافر نیست
- G478:4 هزار صورت زاید چو آدم و حواجهان پرست ز نقش وی او مصور نیست
- G478:5 صلاح ذره صحرا و قطره دریابداند و مدد آرد که علم او کر نیست
- G478:6 به هر دمی دل ما را گشاید و بنددچرا دلش نشناسد به فعلش ار خر نیست
- G478:7 خر از گشادن و بستن به دست خربندهشدست عارف و داند که اوست دیگر نیست
- G478:8 چو بیندش سر و گوش خرانه جنباندندای او بشناسد که او منکر نیست
- G478:9 ز دست او علف و آبهای خوش خوردستعجب عجب ز خدا مر تو را چنان خور نیست
- G478:10 هزار بار ببستت به درد و ناله زدیچه منکری که خدا در خلاص مضطر نیست
- G478:11 چو کافران ننهی سر مگر به وقت بلابه نیم حبه نیرزد سری کز آن سر نیست
- G478:12 هزار صورت جان در هوا همیپردمثال جعفر طیار اگر چه جعفر نیست
- G478:13 ولیک مرغ قفس از هوا کجا داندگمان برد ز نژندی که خود مرا پر نیست
- G478:14 سر از شکاف قفس هر نفس کند بیرونسرش بگنجد و تن نی از آنک کل سر نیست
- G478:15 شکاف پنج حس تو شکاف آن قفس استهزار منظر بینی و ره به منظر نیست
- G478:16 تن تو هیزم خشکست و آن نظر آتشچو نیک درنگری جمله جز که آذر نیست
- G478:17 نه هیزمست که آتش شدست در سوزشبدانک هیزم نورست اگر چه انور نیست
- G478:18 برای گوش کسانی که بعد ما آیندبگویم و بنهم عمر ما مأخر نیست
- G478:19 که گوششان بگرفتست عشق و میآردز راههای نهانی که عقل رهبر نیست
- G478:20 بخفت چشم محمد ضعیف گشت ربابمخسب گنج زرست این سخن اگر زر نیست
- G478:21 خلایق اختر و خورشید شمس تبریزیکدام اختر کز شمس او منور نیست
ganjoor: sh478 · public domain