Magbasa Daftar 2 Seksyon 57 ← nakaraan · susunod →

بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا

Ang pag-atake ng aso sa bulag na pulubi

  1. M2:2356 یک سگی در کوی بر کور گداحمله می‌آورد چون شیر وغا
  2. M2:2357 سگ کند آهنگ درویشان بخشمدر کشد مه خاک درویشان بچشم
  3. M2:2358 کور عاجز شد ز بانگ و بیم سگاندر آمد کور در تعظیم سگ
  4. M2:2359 کای امیر صید و ای شیر شکاردست دست تست دست از من بدار
  5. M2:2360 کز ضرورت دم خر را آن حکیمکرد تعظیم و لقب دادش کریم
  6. M2:2361 گفت او هم از ضرورت کای اسداز چو من لاغر شکارت چه رسد
  7. M2:2362 گور می‌گیرند یارانت به دشتکور می‌گیری تو در کوچه بگشت
  8. M2:2363 گور می‌جویند یارانت بصیدکور می‌جویی تو در کوچه بکید
  9. M2:2364 آن سگ عالم شکار گور کردوین سگ بی‌مایه قصد کور کرد
  10. M2:2365 علم چون آموخت سگ رست از ضلالمی‌کند در بیشه‌ها صید حلال
  11. M2:2366 سگ چو عالم گشت شد چالاک زحفسگ چو عارف گشت شد اصحاب کهف
  12. M2:2367 سگ شناسا شد که میر صید کیستای خدا آن نور اشناسنده چیست
  13. M2:2368 کور نشناسد نه از بی چشمی استبلک این زانست کز جهلست مست
  14. M2:2369 نیست خود بی‌چشم‌تر کور از زمیناین زمین از فضل حق شد خصم بین
  15. M2:2370 نور موسی دید و موسی را نواختخسف قارون کرد و قارون را شناخت
  16. M2:2371 رجف کرد اندر هلاک هر دعیفهم کرد از حق که یاارض ابلعی
  17. M2:2372 خاک و آب و باد و نار با شرربی‌خبر با ما و با حق با خبر
  18. M2:2373 ما بعکس آن ز غیر حق خبیربی‌خبر از حق و از چندین نذیر
  19. M2:2374 لاجرم اشفقن منها جمله‌شانکند شد ز آمیز حیوان حمله‌شان
  20. M2:2375 گفت بیزاریم جمله زین حیاتکو بود با خلق حی با حق موات
  21. M2:2376 چون بماند از خلق گردد او یتیمانس حق را قلب می‌باید سلیم
  22. M2:2377 چون ز کوری دزد دزدد کاله‌ایمی‌کند آن کور عمیا ناله‌ای
  23. M2:2378 تا نگوید دزد او را کان منمکز تو دزدیدم که دزد پر فنم
  24. M2:2379 کی شناسد کور دزد خویش راچون ندارد نور چشم و آن ضیا
  25. M2:2380 چون بگوید هم بگیر او را تو سختتا بگوید او علامتهای رخت
  26. M2:2381 پس جهاد اکبر آمد عصر دزدتا بگوید که چه برد آن زن بمزد
  27. M2:2382 اولا دزدید کحل دیده‌اتچون ستانی باز یابی تبصرت
  28. M2:2383 کالهٔ حکمت که گم کردهٔ دلستپیش اهل دل یقین آن حاصلست
  29. M2:2384 کوردل با جان و با سمع و بصرمی‌نداند دزد شیطان را ز اثر
  30. M2:2385 ز اهل دل جو از جماد آن را مجوکه جماد آمد خلایق پیش او
  31. M2:2386 مشورت جوینده آمد نزد اوکای اب کودک شده رازی بگو
  32. M2:2387 گفت رو زین حلقه کین در باز نیستباز گرد امروز روز راز نیست
  33. M2:2388 گر مکان را ره بدی در لامکانهمچو شیخان بودمی من بر دکان