Oku› Defter 5› Yine Cebriye'ye cevap ve iradenin ispatı ve emir ve nehyin doğruluğu hakkında bir hikaye. Ve Cebriye'nin özrünün hiçbir millette ve hiçbir dinde kabul edilmediğini ve yaptığı işin cezasından kurtuluşa sebep olmadığını açıklar. Tıpkı "Beni azdırdığın için" (Hicr, 39) diyen Cebri İblis'in kurtulamaması gibi. Ve azı çoğu anlatır.› Beyit 3093
M5:3093 — چونک گفتی کفر من خواست ویست / خواست خود را نیز هم میدان که هست
M5:3093
Anlam · به زبانِ تو — Kendi dilin · AI
اگر گناه و کفر خود را به خواست خدا نسبت میدهی، فراموش نکن که اراده و اختیار خود تو نیز در این کار نقش داشته و انکارناپذیر است.
این بیت در میانه بحثی دربارهی جبر و اختیار آمده است. مولانا روی سخنش با کسانی است که برای توجیه گناهان خود، همه چیز را به تقدیر و خواست خداوند حواله میدهند (جبریون). او استدلال میکند که این بهانه پذیرفته نیست.
مولانا میگوید: بسیار خب، فرض کنیم که کفر تو «خواست او» یعنی خداوند بوده است. اما حتی با پذیرش این حرف، نمیتوانی نقش «خواست خود» را نادیده بگیری. کفر، عملی است که از یک فاعل مختار سر میزند. اگر اراده و انتخاب تو در کار نباشد، اساساً «کفر تو» بیمعنا میشود و این یک تناقض آشکار است (چنانکه در بیت بعدی میگوید).
در نگاه مولانا، ارادهی الهی، ارادهی انسان را نفی نمیکند. خواست خداوند در طول خواست انسان قرار دارد، نه در عرض آن. یعنی خداوند اراده کرده است که انسان با اختیار خود انتخاب کند. بنابراین، نسبت دادن گناه به خدا، راهی برای فرار از مسئولیت فردی نیست. انسان با ارادهی خود راهی را برمیگزیند و باید پاسخگوی انتخابش باشد.
- خواست ویست
- خواستهی اوست، ارادهی اوست.
- نیز هم
- همچنین، نیز. (کاربرد «هم» برای تأکید است)
- میدان که هست
- آگاه باش که وجود دارد، بدان که هست.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.