Dîvân-ı Şems› Gazel 1082 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1082 · 16 beyit
غزل شمارهٔ ۱۰۸۲
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1082:1 عقل، بندِ رَهروان و عاشقانست، ای پسربند بشکن، رَه عیان اندر عیانست، ای پسر
- G1082:2 عقل، بند و دل، فریب و تن، غرور و جان، حجابراه ازین جمله گرانیها نهانست، ای پسر
- G1082:3 چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدیاین یقین و این عیان هم در گمانست، ای پسر
- G1082:4 مرد کو از خود نرفتست او نه مردست، ای پسرعشق کان از جان نباشد آفسانست، ای پسر
- G1082:5 سینهٔ خود را هدف کن پیش تیر حکم اوهین، که تیر حکم او اندر کمانست، ای پسر
- G1082:6 سینهای کز زخم تیر جذبهٔ او خسته شدبر جبین و چهرهٔ او صد نشانست، ای پسر
- G1082:7 گر رَوی بر آسمان هفتمین ادریسوارعشق جانان سخت نیکو نردبانست، ای پسر
- G1082:8 هر طرف که کاروانی ناز نازان میرودعشق را بنگر که قبلهٔ کاروانست، ای پسر
- G1082:9 سایه افکندست عشقش همچو دامی بر زمینعشقِ چون صیّاد او بر آسمانست، ای پسر
- G1082:10 عشق را از من مپرس، از کس مپرس، از عشق پرسعشق در گفتن چو ابر درفشانست، ای پسر
- G1082:11 ترجمانیْ من و صد چون منش محتاج نیستدر حقایق عشقْ خود را ترجمانست، ای پسر
- G1082:12 عشق کار خفتگان و نازکان نرم نیستعشق کار پُردلان و پهلوانست، ای پسر
- G1082:13 هر کی او مر عاشقان و صادقان را بنده شدخسرو و شاهنشه و صاحبقرانست، ای پسر
- G1082:14 این جهان پرفسون از عشق تا نفریبدتکین جهان بیوفا از تو جهانست، ای پسر
- G1082:15 بیتهای این غزل گر شد دراز از وصلهاپرده دیگر شد ولی معنی همانست، ای پسر
- G1082:16 هین، دهان بربند و خامُش کن ازین پس چون صدفکین زبانت در حقیقت خصم جانست، ای پسر
ganjoor: sh1082 · public domain