Dîvân-ı Şems› Gazel 1154 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1154 · 16 beyit
غزل شمارهٔ ۱۱۵۴
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1154:1 چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمرببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر
- G1154:2 چو روی انور او گشت دیده دیدهمقام دیدن حق یافت دیدههای بشر
- G1154:3 فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشانفلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر
- G1154:4 به چشم نفس نشد روی ماه او دیدنکه نفس مینگشاید به سوی شاه نظر
- G1154:5 که لعل آن مه خاصیت زمرد داشتاز آن ببست از او اژدهای نفس به صبر
- G1154:6 درخت هر که بدو سر کشید جان نبردز ارههای فنا و ز زخمههای تبر
- G1154:7 کنون که ماه نهان شد ز ابر این هجرانز ابرهای دو دیده فرودوید مطر
- G1154:8 ز قطرههای دو دیده زمین شدی سرسبزاگر نه قطره برآمیختی به خون جگر
- G1154:9 جگر چو آلت رحمست رحم از او خیزداز این سبب مدد دیدهها بکرد مگر
- G1154:10 ز عشق جمله اجزای خانه باخبرندچو کدخدای بود از جمال شه مخبر
- G1154:11 تو طالب خبری کم نشین به بیخبرانگروه بیخبران را به هیچ سگ مشمر
- G1154:12 که جفت مرده تو را مرده شوی گرداندکه شوی مرده بود خود ز مرده شوی بتر
- G1154:13 به چشم درد به عیسی نگر اگر نگریسرک مپیچ بدان چشم و در خرش منگر
- G1154:14 چو همنشین شود انگور با خم سرکهشراب او ترشی شد حریف اوست کبر
- G1154:15 به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشیبرون گریز و برو سوی بحر شهد و شکر
- G1154:16 کدام بحر خداوند شمس دین به حقبه ذات پاک خدا اوست خسرو اکبر
ganjoor: sh1154 · public domain