Dîvân-ı Şems› Gazel 1216 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1216 · 8 beyit
غزل شمارهٔ ۱۲۱۶
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1216:1 گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کشور زانک تو عاشق نهای رو سخره میکن خار کش
- G1216:2 جانی بباید گوهری تا ره برد در دلبریاین ننگ جانها را ز خود بیرون کن و بر دار کش
- G1216:3 گاهی بود در تیرگی گاهی بود در خیرگیبیزار شو زین جان هله بر وی خط بیزار کش
- G1216:4 خود را مبین در من نگر کز جان شدستم بیاثرمانند بلبل مست شو زو رخت بر گلزار کش
- G1216:5 این کره تند فلک از روح تو سر میکشدچابک سوار حضرتی این کره را در کار کش
- G1216:6 چون شهسوار فارسی خربندگی تا کی کنیننگت نمیآید که خر گوید تو را خروار کش
- G1216:7 همچون جهودان میزیی ترسان و خوار و متهمپس چون جهودان کن نشان عصابه بر دستار کش
- G1216:8 یا از جهودی توبه کن از خاک پای مصطفیبهر گشاد دیده را در دیده افکار کش
ganjoor: sh1216 · public domain