Dîvân-ı Şems› Gazel 1389 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1389 · 12 beyit
غزل شمارهٔ ۱۳۸۹
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1389:1 ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهماین مرگ خود پیدا کند پاکی تو را کم خور تو غم
- G1389:2 ای جان من با جان تو جویای در در بحر خونتا در که را پیدا شود پیدا شود ای جان عم
- G1389:3 من چون شوم کوته نظر در عشق آن بحر گهرکز ساحل دریای جان آید بشارت دم به دم
- G1389:4 من ترک فضل و فاضلی کردم به عشق از کاهلیکز عشق شه کم بیشی است وز عشق شه بیشی است کم
- G1389:5 بیخ دل از صفرای او می خورد زد زردی به رخچون دیده عشقش بر رخم زد بر رخم آن شه رقم
- G1389:6 تلوین این رخسار بین در عشق بیتلوین شهیگاه از غمش چون زعفران گاه از خجالت چون بقم
- G1389:7 من فانی مطلق شدم تا ترجمان حق شدمگر مست و هشیارم ز من کس نشنود خود بیش و کم
- G1389:8 بازار مصر اندرشدم تا جانب مهتر شدمدیدم یکی یوسف رخی گفتم به غفلت ذابکم
- G1389:9 گفتا عزیز مصر گر تو عاشقی بخشیدمتمن غایه الاحسان او من جوده او من کرم
- G1389:10 من قدر آن نشناختم آن را هوس پنداشتمیا حسرتی من هجره یا غبنتی یا ذا الندم
- G1389:11 ای صد محال از قوتش گشته حقیقت عین حالما کان فی الدارین قط و الله مثل ذالقدم
- G1389:12 تبریز این تعظیم را تو از الست آوردهایاز مفخر من شمس دین از اول جف القلم
ganjoor: sh1389 · public domain