Dîvân-ı Şems› Gazel 1426 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1426 · 14 beyit
غزل شمارهٔ ۱۴۲۶
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1426:1 چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارمرخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
- G1426:2 بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردموزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم
- G1426:3 گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر رادرون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم
- G1426:4 درون خمره عالم چو زنبوری همیگردممبین تو نالهام تنها که خانه انگبین دارم
- G1426:5 دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضراییچنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم
- G1426:6 چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردانچو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم
- G1426:7 چو دیو و آدمی و جن همیبینی به فرمانمنمیدانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم
- G1426:8 چرا پژمرده باشم من که بشکفتهست هر جزومچرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم
- G1426:9 چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایمچرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم
- G1426:10 کبوترخانهای کردم کبوترهای جانها رابپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم
- G1426:11 شعاع آفتابم من اگر در خانهها گردمعقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم
- G1426:12 تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در ویکه هر ذره همیگوید که در باطن دفین دارم
- G1426:13 تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن منکه از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم
- G1426:14 خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تومجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم
ganjoor: sh1426 · public domain