Dîvân-ı Şems› Gazel 1987 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1987 · 11 beyit
غزل شمارهٔ ۱۹۸۷
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1987:1 هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کنچو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن
- G1987:2 منگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریاننه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن
- G1987:3 نظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کننظری دگر به سوی رخ یار سروقد کن
- G1987:4 شکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروششچو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن
- G1987:5 نه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشدتو مویز و جوز خود را بستان در آن سبد کن
- G1987:6 شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزدحسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن
- G1987:7 به بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شوجهت قران ماهش چو منجمان رصد کن
- G1987:8 چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزهپس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن
- G1987:9 به سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشینکه کسی خورت نبیند طرب از می احد کن
- G1987:10 چو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستیخورشش از این طبق ده تتقش هم از خرد کن
- G1987:11 ز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرمسبک آینه بیان را تو بگیر و در نمد کن
ganjoor: sh1987 · public domain