Dîvân-ı Şems› Gazel 1990 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G1990 · 11 beyit
غزل شمارهٔ ۱۹۹۰
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G1990:1 جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطنشد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن
- G1990:2 نوبهاری است خدا را جز از این فصل بهارکه در او مرده نماند وثنی و نه وثن
- G1990:3 ز نسیمش شود آن جغد به از باز سپیدبهتر از شیر شود از دم او ماده زغن
- G1990:4 زنده گشتند و پی شکر دهان بگشادندبوسهها مست شدند از طرب بوی دهن
- G1990:5 دست دستان صبا لخلخه را شورانیدتا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن
- G1990:6 جبرئیل است مگر باد و درختان مریمدست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن
- G1990:7 ابر چون دید که در زیر تتق خوبانندبرفشانید نثار گهر و در عدن
- G1990:8 چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانیدوقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن
- G1990:9 چون عقیق یمنی لب دلبر خندیدبوی رحمان به محمد رسد از سوی یمن
- G1990:10 چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافتجز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن
- G1990:11 شمس تبریز برآ تیغ بزن چون خورشیدتیغ خورشید دهد نور به جان چو مجن
ganjoor: sh1990 · public domain