Dîvân-ı Şems› Gazel 235 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G235 · 11 beyit
غزل شمارهٔ ۲۳۵
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G235:1 مرا بدید و نپرسید آن نگار چراترش ترش بگذشت از دریچه یار چرا
- G235:2 سبب چه بود چه کردم که بد نمود ز منکه خاطرش بگرفتست این غبار چرا
- G235:3 ز بامداد چرا قصد خون عاشق کردچرا کشید چنین تیغ ذوالفقار چرا
- G235:4 چو دیدم آن گل او را که رنگ ریخته بوددمید از دل مسکین هزار خار چرا
- G235:5 چو لب به خنده گشاید گشاده گردد دلدر آن لبست همیشه گشاد کار چرا
- G235:6 میان ابروی خود چون گره زند از خشمگره گره شود از غم دل فگار چرا
- G235:7 زهی تعلق جان با گشاد و خنده اویکی دمش که نبینم شوم نزار چرا
- G235:8 جهان سیه شود آن دم که رو بگرداندنه روز ماند و نی عقل برقرار چرا
- G235:9 یکی نفس که دل یار ما ز ما برمیدچرا رمید ز ما لطف کردگار چرا
- G235:10 مگر که لطف خدا اوست ما غلط کردیموگر نه خوبی او گشت بیکنار چرا
- G235:11 برون صورت اگر لطف محض دادی رویپیمبران ز چه گشتند پرده دار چرا
ganjoor: sh235 · public domain