Dîvân-ı Şems› Gazel 248 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G248 · 11 beyit
غزل شمارهٔ ۲۴۸
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G248:1 گوش من منتظر پیام تو راجان به جان جسته یک سلام تو را
- G248:2 در دلم خون شوق میجوشدمنتظر بوی جوش جام تو را
- G248:3 ای ز شیرینی و دلاویزیدانه حاجت نبوده دام تو را
- G248:4 کرده شاهان نثار تاج و کمرمر قبای کمین غلام تو را
- G248:5 ز اول عشق من گمان بردمکه تصور کنم ختام تو را
- G248:6 سلسلهام کن به پای اشتر بندمن طمع کی کنم سنام تو را
- G248:7 آنک شیری ز لطف تو خوردهستمرگ بیند یقین فطام تو را
- G248:8 به حق آن زبان کاشف غیبکه به گوشم رسان پیام تو را
- G248:9 به حق آن سرای دولتبخشبنمایم ز دور بام تو را
- G248:10 گر سر از سجده تو سود کندچه زیانست لطف عام تو را؟
- G248:11 شمس تبریز این دل آشفتهبر جگر بسته است نام تو را
ganjoor: sh248 · public domain