Dîvân-ı Şems› Gazel 2638 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G2638 · 10 beyit
غزل شمارهٔ ۲۶۳۸
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G2638:1 ای آنک به دلها ز حسد خار خلیدیاینها همه کردی و در آن گور خزیدی
- G2638:2 تلخی دهد امروز تو را در دل و در کامآن زهرگیاهی که در این دشت چریدی
- G2638:3 آن آهن تو نرم شد امروز ببینیکه قفل دری یا جهت قفل کلیدی
- G2638:4 طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکیرد فلکی این دم اگر جان پلیدی
- G2638:5 با جمله روانها به تک روح روانیسلطان جهادی اگر از نفس جهیدی
- G2638:6 با خالق آرام تو آرام گرفتیوز دیو رمیده تو به هنگام رهیدی
- G2638:7 امروز تو را بازخرد از غمش آن نورکو را چو دل و جان به دل و جان بخریدی
- G2638:8 آن سیمبر اندر بر سیمین تو آیدکو را چو نثار زر از این خاک بچیدی
- G2638:9 ای عشق ببخشای بر این خاک که دانیکز خاک همان رست که در خاک دمیدی
- G2638:10 خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنکدر دیده هر ذره چو خورشید پدیدی
ganjoor: sh2638 · public domain