Dîvân-ı Şems› Gazel 3051 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G3051 · 13 beyit
غزل شمارهٔ ۳۰۵۱
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G3051:1 به عاقبت بپریدی و در نهان رفتیعجب عجب به کدامین ره از جهان رفتی
- G3051:2 بسی زدی پر و بال و قفس دراشکستیهوا گرفتی و سوی جهان جان رفتی
- G3051:3 تو باز خاص بدی در وثاق پیرزنیچو طبل باز شنیدی به لامکان رفتی
- G3051:4 بدی تو بلبل مستی میانه جغدانرسید بوی گلستان به گل ستان رفتی
- G3051:5 بسی خمار کشیدی از این خمیر ترشبه عاقبت به خرابات جاودان رفتی
- G3051:6 پی نشانه دولت چو تیر راست شدیبدان نشانه پریدی و زین کمان رفتی
- G3051:7 نشانهای کژت داد این جهان چو غولنشان گذاشتی و سوی بینشان رفتی
- G3051:8 تو تاج را چه کنی چونک آفتاب شدیکمر چرا طلبی چونک از میان رفتی
- G3051:9 دو چشم کشته شنیدم که سوی جان نگردچرا به جان نگری چون به جان جان رفتی
- G3051:10 دلا چه نادره مرغی که در شکار شکورتو با دو پر چو سپر جانب سنان رفتی
- G3051:11 گل از خزان بگریزد عجب چه شوخ گلیکه پیش باد خزانی خزان خزان رفتی
- G3051:12 ز آسمان تو چو باران به بام عالم خاکبه هر طرف بدویدی به ناودان رفتی
- G3051:13 خموش باش مکش رنج گفت و گوی بخسبکه در پناه چنان یار مهربان رفتی
ganjoor: sh3051 · public domain