Dîvân-ı Şems Gazel 3140 ← önceki · sonraki →

Dîvân-ı Şems · G3140 · 7 beyit

غزل شمارهٔ ۳۱۴۰

Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.

  1. G3140:1 صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروریقمرا می‌رسد تو را که به خورشید بنگری
  2. G3140:2 همه عالم چو جان شود همگی گلستان شودشکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری
  3. G3140:3 تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شدچو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری
  4. G3140:4 چو سحر پرده می‌درد تو پس پرده می‌رویچو به شب پرده می‌کشد تو به شب پرده می‌دری
  5. G3140:5 صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام دهکه نظر در تو خیره شد که تو خورشیدمنظری
  6. G3140:6 رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهیسر شاهان این جهان همه پایست و تو سری
  7. G3140:7 چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفتچه عجب گر تو روشنی که از او آب می‌خوری

ganjoor: sh3140 · public domain