Dîvân-ı Şems› Gazel 403 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G403 · 5 beyit
غزل شمارهٔ ۴۰۳
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G403:1 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیستور تو پنداری مرا بیتو قراری هست نیست
- G403:2 ور تو گویی چرخ میگردد به کار نیک و بدچرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
- G403:3 سالها شد تا که بیرون درت چون حلقهایمبر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست
- G403:4 بر در اندیشه ترسان گشتهایم از هر خیالخواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست
- G403:5 ای دل جاسوس من در پیش کیکاووس منجز صلاح الدین ز دلها هوشیاری هست نیست
ganjoor: sh403 · public domain