Dîvân-ı Şems› Gazel 599 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G599 · 10 beyit
غزل شمارهٔ ۵۹۹
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G599:1 امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابدوان چشم کجا خسپد؟ کاو چون تو شهی یابد
- G599:2 ای عاشق خوشمذهب زنهار مخسب امشبکان یار بهانهجو بر تو گنهی یابد
- G599:3 من بنده آن عاشق کاو نر بود و صادقکز چستی و شبخیزی از مه کلهی یابد
- G599:4 در خدمت شه باشد شب همره مه باشدتا از ملاء اعلا چون مه سپهی یابد
- G599:5 بر زلفِ شب آن غازی چون دلو رسنبازیآموخت که یوسف را در قعر چهی یابد
- G599:6 آن اشتر بیچاره نومید شدست از جومیگردد در خرمن تا مشت کهی یابد
- G599:7 بالش چو نمییابد از اطلس روی توباشد ز شب قدرت شال سیهی یابد
- G599:8 زان نعل تو در آتش کردند در این سوداتا هر دل سودایی در خود شرهی یابد
- G599:9 امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کنتا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد
- G599:10 اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدشتا ماه بلند تو با مه شبهی یابد
ganjoor: sh599 · public domain