Dîvân-ı Şems Gazel 775 ← önceki · sonraki →

Dîvân-ı Şems · G775 · 13 beyit

غزل شمارهٔ ۷۷۵

Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.

  1. G775:1 هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارندکه به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند
  2. G775:2 دو سه رِندند که هُشیار‌ْدل و سَرمستندکه فَلَک را به یکی عربده، در چرخ آرند
  3. G775:3 سَر دِهانند که تا سَر نَدِهی،  سِرّ نَدِهندساقیانند که انگور نمی‌افشارند
  4. G775:4 یارِ آن صورتِ غیبند که جانْ، طالب اوستهمچو چشم خوش او خیره‌کُش و بیمارند
  5. G775:5 صورتی‌اند ولی، دشمن صورت‌هاینددر جهانند ولی، از دو جهان، بیزارند
  6. G775:6 همچو شیران، بِدَرانند و به لب، می‌خندنددشمن همدگرند و به حقیقتْ، یارند
  7. G775:7 خَرفروشانه یکی با دگری در جنگندلیک چون وانگری،  مُتَّفقِ یک کارند
  8. G775:8 همچو خورشیدْ، همه‌روز، نظر می‌بخشندمَثَلِ ماه و ستاره همه‌شب سَیّارند
  9. G775:9 گر به کفْ خاک بگیرند‌، زَرِ سرخ شودروزْ گندم دِرَوَند اَر چه به شبْ، جو کارند
  10. G775:10 دلبرانند که دل، بَر ندهد بی‌ بَرِشانسَروَرانند که بیرونْ ز سَر و دستارند
  11. G775:11 شِکَّرانند که در معده، نگردند تُرُششاکرانند و از آن یارْ، چه برخوردارند
  12. G775:12 مَردُمی کن، برو از خدمتشان، مَردُم شوزان‌که این مَردُمِ دیگر، همه مَردُم‌خوارند
  13. G775:13 بَس کن و بیش مگو، گرچه دهانْ پُر سُخَنَستزان‌که این حرف و دَم و قافیه، هم اَغیارند

ganjoor: sh775 · public domain