Dîvân-ı Şems› Gazel 816 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G816 · 11 beyit
غزل شمارهٔ ۸۱۶
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G816:1 خلق میجنبند مانا روز شدروز را جان بخش جانا روز شد
- G816:2 چند شب گشتیم ما و چند روزدر غم و شادی تو تا روز شد
- G816:3 در جهان بس شهرها کان جا شبستاندر این ساعت که این جا روز شد
- G816:4 در شب غفلت جهانی خفتهاندز آفتاب عشق ما را روز شد
- G816:5 هر که عاشق نیست او را روز نیستهر که را عشقست و سودا روز شد
- G816:6 صبح را در کنج این خانه مجویرو به بالا کن به بالا روز شد
- G816:7 بر تو گر خارست بر ما گل شکفتبر تو گر شامست بر ما روز شد
- G816:8 گر تو از طفلی ز روز آگه نهایخیز با ما جان بابا روز شد
- G816:9 روز را منکر مشو لا لا مگوچند لا لا جان لالا روز شد
- G816:10 آفتاب آمد که انشق القمربشنو این فرمان اعلا روز شد
- G816:11 پاسبانا بس دگر چوبک مزنپاسبان و حارس ما روز شد
ganjoor: sh816 · public domain