Dîvân-ı Şems› Gazel 868 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · G868 · 8 beyit
غزل شمارهٔ ۸۶۸
Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.
- G868:1 به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببردیک یک برد شما را آنک مرا ببرد
- G868:2 آن را که بود آهن آهن ربا کشیدوان را که بود برگ کهی کهربا ببرد
- G868:3 قانون لنگری به ثری گشت منجذبعیسی مهتری را جذب سما ببرد
- G868:4 هر حس معنوی را در غیب درکشیدهر مس اسعدی را هم کیمیا ببرد
- G868:5 از غارت فنا و اجل ایمنست و دورآن کس که رخت خویش سوی انبیا ببرد
- G868:6 آن چشم نیک را نرسد هیچ چشم بدکو شمع حسن را ز ملاء در خلاء ببرد
- G868:7 ما از قضا به قاضی حاجت گریختیمکنچ از قضا رسید به طالب قضا ببرد
- G868:8 اینها گذشت ای خنک آن دل که ناگهشحسن و جمال آن مه نیکولقا ببرد
ganjoor: sh868 · public domain