Dîvân-ı Şems Gazel 913 ← önceki · sonraki →

Dîvân-ı Şems · G913 · 10 beyit

غزل شمارهٔ ۹۱۳

Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.

  1. G913:1 بگو به گوش کسانی که نور چشم منندکه باز نوبت آن شد که توبه‌ها شکنند
  2. G913:2 هزار توبه و سوگند بشکنند آن دمکه غمزه‌های دلارام طبل حسن زنند
  3. G913:3 چو یار مست خرابست و روز روز طرببه غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند
  4. G913:4 به گوش هوش بگفتم به آب روی بروکه این دم ار که قافی هم از بنت بکنند
  5. G913:5 ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروشکنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند
  6. G913:6 بگیر مطرب جانی قنینه کانینواز تنتن تنتن که جمله بی‌تو تنند
  7. G913:7 مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاقکه غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند
  8. G913:8 به جان جمله مردان که هر که عاشق نیستهمه زنند به معنی ببین زنان چه زنند
  9. G913:9 به جان جمله جان‌ها که هر کش آن جان نیستهمه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
  10. G913:10 خموش باش که گفتی از این سپیتر چیستخسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند

ganjoor: sh913 · public domain