Oku› Defter 5› Bölüm 49 ← önceki · sonraki →
بخش ۴۹ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه
Peygamber Efendimiz (sav)'in şu sözünün yorumu: Kim dertleri tek bir dert haline getirirse, Allah onun diğer dertlerine kâfi gelir. Kimin dertleri dağınıksa, Allah onu hangi vadide helak ettiğine aldırmaz.
- M5:1083 هوش را توزیع کردی بر جهاتمینیرزد ترهای آن ترهات
- M5:1084 آب هش را میکشد هر بیخ خارآب هوشت چون رسد سوی ثمار
- M5:1085 هین بزن آن شاخ بد را خو کنشآب ده این شاخ خوش را نو کنش
- M5:1086 هر دو سبزند این زمان آخر نگرکین شود باطل از آن روید ثمر
- M5:1087 آب باغ این را حلال آن را حرامفرق را آخر ببینی والسلام
- M5:1088 عدل چه بود آب ده اشجار راظلم چه بود آب دادن خار را
- M5:1089 عدل وضع نعمتی در موضعشنه بهر بیخی که باشد آبکش
- M5:1090 ظلم چه بود وضع در ناموضعیکه نباشد جز بلا را منبعی
- M5:1091 نعمت حق را به جان و عقل دهنه به طبع پر زحیر پر گره
- M5:1092 بار کن بیگار غم را بر تنتبر دل و جان کم نه آن جان کندنت
- M5:1093 بر سر عیسی نهاده تنگ بارخر سکیزه میزند در مرغزار
- M5:1094 سرمه را در گوش کردن شرط نیستکار دل را جستن از تن شرط نیست
- M5:1095 گر دلی رو ناز کن خواری مکشور تنی شکر منوش و زهر چش
- M5:1096 زهر تن را نافعست و قند بدتن همان بهتر که باشد بیمدد
- M5:1097 هیزم دوزخ تنست و کم کنشور بروید هیزمی رو بر کنش
- M5:1098 ورنه حمال حطب باشی حطبدر دو عالم همچو جفت بولهب
- M5:1099 از حطب بشناس شاخ سدره راگرچه هر دو سبز باشند ای فتی
- M5:1100 اصل آن شاخست هفتم آسماناصل این شاخست از نار و دخان
- M5:1101 هست مانندا به صورت پیش حسکه غلطبینست چشم و کیش حس
- M5:1102 هست آن پیدا به پیش چشم دلجهد کن سوی دل آ جهد المقل
- M5:1103 ور نداری پا بجنبان خویش راتا ببینی هر کم و هر بیش را