Диван Шамса› Газель 1384 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · G1384 · 15 бейтів
غزل شمارهٔ ۱۳۸۴
Відкрийте будь-який бейт, щоб перейти на його сторінку — переклад, пояснення, складні слова.
- G1384:1 عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنماز من نخواهد کس گوا که شاهدم، نی ضامنم
- G1384:2 مقضی توی، قاضی توی، مستقبل و ماضی تویخشمین توی، راضی توی، تا چون نمایی دم به دم
- G1384:3 ای عشق زیبای منی، هم من توام هم تو منیهم سیلی و هم خرمنی، هم شادیی هم درد و غم
- G1384:4 آنها توی، وینها توی، وز این و آن تنها تویوآن دشت با پهنا توی، وآن کوه و صحرای کرم
- G1384:5 شیرینی خویشان توی، سرمستی ایشان تویدریای دُرافشان توی، کانهای پُر زرّ و درم
- G1384:6 عشق سخن کوشی توی، سودای خاموشی تویادراک و بیهوشی توی، کفر و هدی عدل و ستم
- G1384:7 ای خسرو شاهنشهان، ای تختگاهت عقل و جانای بینشان با صد نشان، ای مخزنت بحر عدم
- G1384:8 پیش تو خوبان و بتان چون پیش سوزن لعبتانزشتش کنی، نغزش کنی، بردری از مرگ و سقم
- G1384:9 هر نقش با نقشی دگر، چون شیر بودی و شکرگر واقفندی نقشها که آمدند از یک قلم
- G1384:10 آن کس که آمد سوی تو تا جان دهد در کوی تورشک تو گوید که: «برو»، لطف تو خواند که: «نعم»
- G1384:11 لطف تو سابق میشود، جذّاب عاشق میشودبر قهر سابق میشود، چون روشنایی بر ظلم
- G1384:12 هر زندهای را میکشد وهم و خیالی سو به سوکرده خیالی را کَفَت لشکرکش و صاحب علم
- G1384:13 دیگر خیالی آوری، ز اوّل رباید سروریآن را اسیر این کنی، ای مالک الملک و حشم
- G1384:14 هر دم خیالی نو رسد از سوی جان اندر جسدچون کودکان «قلعه بزم» گوید ز قسام القسم
- G1384:15 خامش کنم، بندم دهان، تا برنشورد این جهانچون مینگنجی در بیان، دیگر نگویم بیش و کم
ganjoor: sh1384 · public domain