Диван Шамса› Газель 1393 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · G1393 · 21 бейтів
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳
Відкрийте будь-який бейт, щоб перейти на його сторінку — переклад, пояснення, складні слова.
- G1393:1 مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
- G1393:2 دیدهٔ سیر است مرا، جان دلیر است مرازَهرهٔ شیر است مرا، زُهرهٔ تابنده شدم
- G1393:3 گفت که: «دیوانه نهای، لایق این خانه نهای»رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
- G1393:4 گفت که: «سرمست نهای، رو که از این دست نهای»رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
- G1393:5 گفت که: «تو کشته نهای، در طرب آغشته نهای»پیش رخ زندهکُنش کشته و افکنده شدم
- G1393:6 گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی»گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
- G1393:7 گفت که: «تو شمع شدی، قبلهٔ این جمع شدی»جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
- G1393:8 گفت که: «شیخی و سَری، پیشرو و راهبری»شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم
- G1393:9 گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم»در هوسِ بال و پرش، بیپر و پرکنده شدم
- G1393:10 گفت مرا دولت نو: «راه مرو رنجه مشوزانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم»
- G1393:11 گفت مرا عشقِ کهن: «از برِ ما نقل مکن»گفتم: «آری، نکنم، ساکن و باشنده شدم»
- G1393:12 چشمهٔ خورشید تویی، سایهگه بید منمچونک زدی بر سر من، پست و گُدازنده شدم
- G1393:13 تابش جان یافت دلم، وا شد و بشکافت دلماطلس نو بافت دلم، دشمن این ژنده شدم
- G1393:14 صورت جان، وقت سحر، لاف همیزد ز بطربنده و خربنده بُدم، شاه و خداونده شدم
- G1393:15 شُکر کند کاغذ تو از شَکر بیحدِ توکآمد او در بر من، با وی ماننده شدم
- G1393:16 شکر کند خاک دُژم، از فلک و چرخ به خمکز نظر و گردش او، نور پذیرنده شدم
- G1393:17 شکر کند چرخِ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلَککز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم
- G1393:18 شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبقبر زبر هفت طبق، اختر رخشنده شدم
- G1393:19 زُهره بدم ماه شدم، چرخ دو صد تاه شدمیوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم
- G1393:20 از توام ای شهره قمر، در من و در خود بنگرکز اثر خندهٔ تو، گلشنِ خندنده شدم
- G1393:21 باش چو شطرنج روان، خامش و خود جمله زبانکز رخِ آن شاهِ جهان، فرّخ و فرخُنده شدم
ganjoor: sh1393 · public domain