M2:83 — چشم چون بستی ترا جان کندنیست / چشم را از نور روزن صبر نیست
M2:83
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
این بیت با یک مثال ساده توضیح میدهد که هر چیزی به اصل و منشأ خود کشش دارد؛ همانطور که چشم مادی نمیتواند دوری از نور را تحمل کند، چشمِ دل نیز مشتاق نور حقیقت است.
مولانا در این بخش از مثنوی، قانون «جذب» یا کشش همانندها به سوی یکدیگر را توضیح میدهد. او میگوید همانطور که در جهان مادی، گرمی به سوی گرمی و سردی به سوی سردی کشیده میشود، در عالم معنا نیز «نوریان» طالب «نوریان» و «ناریان» جاذب «ناریان» هستند. این بیت، این اصل کلی را با یک مثال ملموس و روزمره روشن میکند.
تصویر بیت بسیار ساده است: وقتی انسان چشم خود را میبندد، احساس دلتنگی، کلافگی و بیقراری میکند (که مولانا از آن به «جان کندن» تعبیر میکند). این بیقراری از کجا میآید؟ از آنجا که ذات و طبیعت چشم، دیدن و پیوستن به نور است. چشم برای نور ساخته شده و دوری از آن برایش نوعی مرگ و عذاب است. بنابراین، اشتیاق چشم به نور پنجره، نمونهای از همان کشش ذاتی هر جزء به سوی کل خود است.
این مثال ساده، مقدمهای است برای یک قیاس معنوی بزرگتر که در ابیات بعدی آشکار میشود. همانطور که چشمِ سر مشتاق نورِ روزن است، «چشمِ دل» یا روح انسان نیز ذاتاً مشتاق «نور بیقیاس» الهی است. دلتنگیها و بیقراریهای روحی ما (که مولانا آن را «تاسه» مینامد) نیز ناشی از فراق و دوری از آن نور اصلی و پایدار است. پس این بیقراری، نشانهای از اصالت نوری ما و جاذبهای است که ما را به سوی مبدأ خود میخواند.
- جان کندنیست
- رنج و عذاب است، کنایه از بیقراری و سختی شدید
- روزن
- پنجره، دریچه، سوراخی در دیوار برای ورود نور
- صبر نیست
- طاقت و تحمل ندارد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.