M2:89 — پس فراق آن دو نور پایدار / تاسه میآرد مر آن را پاس دار
M2:89
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
همانطور که جدایی چشم از نور خورشید باعث بیقراری میشود، جدایی «چشم دل» از «نور الهی» نیز موجب دلتنگی و اضطراب معنوی میگردد؛ این دلتنگی را باید قدر دانست و آن را پاس داشت.
مولانا در ابیات پیشین، از یک مثال ملموس استفاده میکند: وقتی در روشنایی روز چشم خود را میبندیم، احساس دلتنگی و بیقراری میکنیم که آن را «تاسه» مینامد. این «تاسه»، تمایل طبیعی نور چشم برای پیوستن به نور روز است.
در این بیت، مولانا این مثال را به سطح معنوی ارتقا میدهد. او میگوید همانطور که جدایی از آن دو نور «بیثبات» (نور چشم و نور خورشید) تو را بیقرار میکند، پس جدایی از «دو نور پایدار» نیز همین اثر را دارد، اما بسیار عمیقتر و شدیدتر. این دو نور پایدار، «نور چشم دل» و «نور بیقیاس الهی» هستند.
بنابراین، آن اضطراب و دلتنگی درونی و معنوی که گاهی انسان را فرا میگیرد، در حقیقت نشانۀ جدایی روح از اصل و مبدأ الهی خویش است. پیام اصلی بیت در مصرع دوم نهفته است: «مر آن را پاس دار». یعنی این دلتنگی و اشتیاق معنوی، یک احساس منفی و بیارزش نیست که باید سرکوب شود، بلکه نشانهای گرانبها از بیداری روح و سلامت فطرت است. این همان دردی است که انسان را به سوی کمال و بازگشت به اصل خود میکشاند و باید آن را چون گوهری گرانبها حفظ کرد.
- فراق
- جدایی، دوری
- پایدار
- جاودان، ماندگار، ابدی
- تاسه
- اضطراب، دلتنگی، بیقراری و غمی که از دوری ناشی میشود
- مر آن را
- آن را ( «مر» در فارسی کلاسیک برای تأکید و یا به عنوان نشانه مفعول به کار میرفت)
- پاس دار
- محافظت کن، نگهبانی کن، قدر بدان
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.