پڑھیے› دفتر ۵› اس امیر کی حکایت جس نے غلام کو کہا کہ شراب لاؤ۔ غلام گیا اور شراب کا گھڑا لے آیا۔ راستے میں ایک زاہد تھا جس نے امر بالمعروف کیا، ایک پتھر مارا اور گھڑا توڑ دیا۔ امیر نے سنا اور زاہد کو سزا دینے کا ارادہ کیا۔ اور یہ ارادہ عیسیٰ علیہ السلام کے دین کے زمانے میں تھا جب ابھی شراب حرام نہیں ہوئی تھی، لیکن زاہد پرہیزگاری دکھا رہا تھا اور عیش و عشرت سے منع کر رہا تھا۔› بیت ۳۴۴۵
M5:3445 — گنج و گوهر کی میان خانههاست / گنجها پیوسته در ویرانههاست
M5:3445
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
چیزهای ارزشمند و معنوی در مکانهای پرت و به ظاهر بیارزش یافت میشوند، نه در جاهای مجلل و پرزرقوبرق.
این بیت یک اصل کلی عرفانی را بیان میکند که در دل داستان قرار گرفته است. در این حکایت، امیر به دنبال شراب خاصی است که نزد یک راهب مسیحی پیدا میشود. مولانا پیش از این بیت، شراب و راهب را به گوهری در لباسی کهنه یا پادشاهی در لباسی پارهپاره تشبیه میکند. این بیت، آن تشبیهها را به یک قانون کلی تبدیل میکند: ارزشهای حقیقی و گنجهای معنوی (گنج و گوهر) در مکانهای متظاهر و آباد (خانهها) نیستند، بلکه در مکانهای فروتن، دورافتاده و به ظاهر بیاهمیت (ویرانهها) پنهان شدهاند.
«خانهها» نماد دنیای ظاهر، آسایش، تعلقات مادی و مراکز قدرت و ثروت است. در مقابل، «ویرانهها» نماد فقر، شکستهدلی، گوشهگیری و مکانهایی است که از چشم دنیاطلبان افتادهاند. از دیدگاه عرفانی، دل شکسته و خالی از خودبینی، بهترین جایگاه برای تجلی انوار الهی است. همانطور که گنجهای مادی را در خرابهها پنهان میکردند، گنجهای معنوی نیز در دلهای شکسته و مکانهای سادهای چون صومعهٔ یک راهب یا خانقاه یک درویش یافت میشود. این بیت دعوتی است به فراتر رفتن از ظواهر و جستجوی حقیقت در جایی که انتظارش نمیرود.
- کی
- در اینجا به معنی «چه وقت» یا برای انکار و پرسش انکاری به کار رفته است: «هرگز».
- پیوسته
- همیشه، دائماً.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.