پڑھیے› دفتر ۵› خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک کی تفسیر› بیت ۳۹
M5:39 — بازشان زنده کن از نوعی دگر / که نباشد بعد از آن زیشان ضرر
M5:39
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
این صفات نفسانی را پس از آنکه «کُشتی» و مهارشان کردی، باید در مسیری سازنده و الهی دوباره به کار بگیری تا دیگر زیانبار نباشند.
این بیت در ادامهٔ تمثیل حضرت ابراهیم (خلیل) و چهار پرنده است. مولانا این چهار پرنده را نمادی از چهار خصلت ویرانگر نفس میداند: حرص (بط)، شهوت (خروس)، جاهطلبی (طاووس)، و آرزوهای دور و دراز دنیوی (زاغ).
در ابیات قبل، مولانا سالک را همچون «خلیلِ وقت» خطاب میکند و از او میخواهد که سر این چهار پرنده را بِبُرد؛ یعنی این صفات را در خود «بکُشد» و امیال نفسانی را سرکوب کند. اما عرفان مولانا به نابودی و سرکوبِ صِرف ختم نمیشود. این بیت یک گام اساسی و تکمیلی را معرفی میکند: «باززنده کردن».
کشتن این صفات به معنای نابود کردن قوای طبیعی انسان نیست، بلکه به معنای رها کردن آنها از اسارتِ «خود» و نفس امّاره است. پس از این «مرگ»، این نیروها باید «به نوعی دیگر» زنده شوند؛ یعنی در خدمت اهداف روحانی و الهی قرار گیرند. برای مثال، شهوت به عشق الهی، حرص به اشتیاق برای معرفت، و جاهطلبی به همت بلند در سلوک معنوی تبدیل میشود. در این حالت دگرگونشده، این صفات نه تنها دیگر «ضرر» و آسیبی ندارند، بلکه به ابزاری قدرتمند برای رشد معنوی بدل میشوند.
- بازشان
- دوباره آنها را
- از نوعی دگر
- به شیوهای دیگر، به گونهای متفاوت
- زیشان
- از ایشان، از آنها
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.