دیوانِ شمس› غزل ۱۰۵۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1055 · ۱۰ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۰۵۵
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1055:1 انجیرفروش را چه بهترانجیرفروشی ای برادر
- G1055:2 سرمست زییم مست میریمهم مست دوان دوان به محشر
- G1055:3 گر خاک شویم وگر بریزیمساقی با ماست بنده پرور
- G1055:4 خاکش خوش باد کوست عاشقخاکش ز شراب جان مخمر
- G1055:5 آن خاک شکوفه کرد یعنیمستیم از این سر و از آن سر
- G1055:6 مهتر چو خراب گشت و خوش شدخاکست خرابتر ز مهتر
- G1055:7 خاکی گشتی چو مست گشتیملاح تو برکشید لنگر
- G1055:8 خود لنگر ما گسست کلیهر لوح جدا ز لوح دیگر
- G1055:9 از بند و ز غرقه بازرستندهر تخته کشتی است رهبر
- G1055:10 چون خوش نبود چنین خرابیبگشای دو چشم عقل و بنگر
ganjoor: sh1055 · public domain