دیوانِ شمس› غزل ۱۱۸۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1182 · ۱۰ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۱۸۲
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1182:1 تو چشم شیخ را دیدن میاموزفلک را راست گردیدن میاموز
- G1182:2 تو کل را جمع این اجزا مپندارتو گل را لطف و خندیدن میاموز
- G1182:3 تو بگشا چشم تا مهتاب بینیتو مه را نور بخشیدن میاموز
- G1182:4 تو عقل خویش را از می نگهدارتو می را عقل دزدیدن میاموز
- G1182:5 تو باز عقل را صیادی آموزچنین بیهوده پریدن میاموز
- G1182:6 یتیمان فراقش را بخندانیتیمان را تو نالیدن میاموز
- G1182:7 دل مظلوم را ایمن کن از ترسدل او را تو لرزیدن میاموز
- G1182:8 تو ظالم را مده رخصت به تأویلستیزا را ستیزیدن میاموز
- G1182:9 زبان را پردگی میدار چون دلزبان را پرده بدریدن میاموز
- G1182:10 تو در معنی گشا این چشم سر راچو گوشش حرف برچیدن میاموز
ganjoor: sh1182 · public domain