دیوانِ شمس› غزل ۱۱۹۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1193 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۱۹۳
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1193:1 من از سخنان مهرانگیزدل پر دارم ز خواب برخیز
- G1193:2 ای آنک رخ تو همچو آتشیک لحظه ز آتشم مپرهیز
- G1193:3 شیرم ز تو جوش کرد و خون شدای شیر به خون من درآمیز
- G1193:4 با یارک خود بساز پنهانمستیز به جان تو که مستیز
- G1193:5 تسلیم قضا شدم ازیرامانند قضا تو تندی و تیز
- G1193:6 بنگر که چه خون دل گرفتستبر گرد قبام چون فراویز
- G1193:7 در خشم مکن تو چشم خود راوان فتنه خفته را مینگیز
- G1193:8 خود خفته نماید و نخفتستآن نرگس پرخمار خون ریز
ganjoor: sh1193 · public domain