دیوانِ شمس غزل ۱۲۳۹ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1239 · ۱۰ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۳۹

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1239:1 ای خواجه تو عاقلانه می‌باشچون بی‌خبری ز شور اوباش
  2. G1239:2 آن چهره که رشک فخر فقرستبا ناخن زشت خویش مخراش
  3. G1239:3 آن بت به خیال درنگنجدبت‌ها به خیال خانه متراش
  4. G1239:4 جمله بت و بت پرست چون اوستغیر کل و جمله چیست جز لاش
  5. G1239:5 نی فهم کنند خلق این رانی دستوری که دم زنم فاش
  6. G1239:6 این ماش برنج احولانستور نی نه برنج هست و نی ماش
  7. G1239:7 پایان‌ها را کجا شناسندچون پوشیدست رشک روهاش
  8. G1239:8 گر می‌دزدی ز زندگان دزدای دزد کفن به شب چو نباش
  9. G1239:9 اما ز قضاست مات من ماتهم حکم قضاست عاش من عاش
  10. G1239:10 خامش که ز شب خبر نداردآن کس که به روز خورد خشخاش

ganjoor: sh1239 · public domain