دیوانِ شمس› غزل ۱۲۵۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1254 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۲۵۴
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1254:1 من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویشخویش را غیر مینگار و مران از در خویش
- G1254:2 سر و پا گم مکن از فتنهٔ بیپایانتتا چو حیران بزنم پای جفا بر سر خویش
- G1254:3 آن که چون سایه ز شخص تو جدا نیست منممکش ای دوست تو بر سایهٔ خود خنجر خویش
- G1254:4 ای درختی که به هر سوت هزاران سایهستسایهها را بنواز و مبُر از گوهر خویش
- G1254:5 سایهها را همه پنهان کن و فانی در نوربرگشا طلعت خورشیدرخ انور خویش
- G1254:6 ملک دل از دودلی تو مخبط گشتهستبر سر تخت برآ پا مکش از منبر خویش
- G1254:7 عقل تاج است چنین گفت به تثمیل علیتاج را گوهر نو بخش تو از گوهر خویش
ganjoor: sh1254 · public domain