دیوانِ شمس› غزل ۱۲۶۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1266 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۲۶۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1266:1 روحیست بینشان و ما غرقه در نشانشروحیست بیمکان و سر تا قدم مکانش
- G1266:2 خواهی که تا بیابی یک لحظهای مجویشخواهی که تا بدانی یک لحظهای مدانش
- G1266:3 چون در نهانْش جویی دوری ز آشکارشچون آشکار جویی محجوبی از نهانش
- G1266:4 چون ز آشکار و پنهان بیرون شدی به برهانپاها دراز کن خوش، میخسب در امانش
- G1266:5 چون تو ز ره بمانی جانی روانه گرددوانگه چه رحمت آید از جان و از روانش
- G1266:6 ای حبس کرده جان را تا کی کشی عنان را؟درتاز درجهانش اما نه در جهانش
- G1266:7 بیحرص کوب پایی از کوری حسد رازیرا حسد نگوید از حرص ترجمانش
- G1266:8 آخر ز بهر دو نان تا کی دوی چو دونان؟و آخر ز بهر سه نان تا کی خوری سنانش؟
ganjoor: sh1266 · public domain