دیوانِ شمس› غزل ۱۴۰۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1400 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۴۰۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1400:1 تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسمنیست شوَم، نیست شوَم، تا برِ جانان برسم
- G1400:2 خوش شدهام، خوش شدهام، پارهٔ آتش شدهامخانه بسوزم، بروم، تا به بیابان برسم
- G1400:3 خاک شوَم، خاک شوَم، تا ز تو سرسبز شوَمآب شوَم سجده کنان، تا به گلستان برسم
- G1400:4 چونک فتادم ز فلک، ذرهصفت لرزانمایمن و بیلرز شوم، چونک به پایان برسم
- G1400:5 چرخ بوَد جای شرف، خاک بوَد جای تلفباز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم
- G1400:6 عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنادر دلِ کفر آمدهام تا که به ایمان برسم
- G1400:7 آن شه موزونِ جهان، عاشق موزون طلبدشد رخ من سکهٔ زر تا که به میزان برسم
- G1400:8 رحمت حق، آب بوَد جز که به پستی نرودخاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم
- G1400:9 هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوامن همگی درد شوم تا که به درمان برسم
ganjoor: sh1400 · public domain