دیوانِ شمس غزل ۱۴۵۰ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1450 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۵۰

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1450:1 بستان قدح از دستم ای مست که من مستمکز حلقه هشیاران این ساعت وارستم
  2. G1450:2 هشیار بر رندی ضدی بود و ضدیهمرنگ شو ای خواجه گر فوقم اگر پستم
  3. G1450:3 هر چیز که اندیشی از جنگ از آن دورمهر چیز که اندیشی از مهر من آنستم
  4. G1450:4 تا عشق تو بگرفتم سودای تو پذرفتمبا جنگ تو یکتاام با صلح تو همدستم
  5. G1450:5 اسپانخ خویشم دان با ترش پز و شیرینبا هر چه شدم پخته تا با تو بپیوستم
  6. G1450:6 بی‌کار بود سازش سازش نبود نازشگر جست غلط از من من مست برون جستم
  7. G1450:7 مستی تو و مستی من بربسته به هم دامنچون دسته و چون هاون دو هست و یکی هستم

ganjoor: sh1450 · public domain